محمد يار بن عرب قطغان

56

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

ما نيز بعد از آنكه از روى اخلاص و يك‌جهتى كمر اطاعت برميان بسته در سلك مخصوصان آن حضرت انخراط و انتظام يابيم و بلدهء سمرقند را تسليم نماييم ، يقين كه عنايت كامله شامل احوال ما شده ، سپرسام حوادث و شفا بر آلام وقايع خواهد شد . هر كه با او در اطاعت زد * در گنجينه سعادت زد حب او را كسى كه پيش برد * ره به گنج مراد خويش برد 83 و بر اين داعيه جزم كرده ، پنهانى معتمدى را از فيصل فرو گذاشت و عرضه داشتى ] « 1 » ( 35 الف ) از سر نياز نوشته ، به پايهء سرير اعلى ارسال داشت . مضمون آنكه ، جز آستان توام در جهان پناهى نيست * سر مرا بجز اين در حواله گاهى نيست 84 اگر عفوف كامله از جريمهء اين مخلص درگذرد و عاطفت شامل خط نسيان بر صحيفهء تقصيرات سابق كشد و به دستور ساير سلاطين كه دولت‌وار دست در ركاب همايون زده‌اند و سعادت شعار ملازم درگاه عالم‌پناه‌اند ، اين بنده را نيز به عواطف خسروانه و التفات پادشاهانه مخصوص فرمايند ، به مراسم بندگى و اطاعت‌دارى و به لوازم عبوديت و خدمتكارى قيام نموده از شهر بيرون آيد و قوايم سرير سلطنت به لب تعظيم و ادب بوسيده ، در سلك بندگان انتظام يابم . « 2 » و محمد [ خان ] شيبانى بر مضمون عريضه اطلاع‌يافته به فتح بلدهء سمرقند جازم شده ، بىتوقف سيادت‌مآب امير خاوند بخارى را به مكاتبت نصيحت‌آميز به شهر ارسال داشت . و امير خاوند چون به شهر درآمد ، اول به حضرت خواجه قطب الدين محمد يحيى آمده ، پيغام خان را معروض گرداند . چون تقدير موافق تدبير نبود و مفيد نيفتاد ، از آنجا متوجه ملازمت سلطان على ميرزا شد و آن شهريار خجسته اطوار ، خلوت ساخته با امير خاوند قصهء خروج را گفت و شنيد فرمود . و امير خاوند او را به الطاف و عنايت خانى اميدوار ساخته ، به ايمان غلاظ مؤكد گردانيد كه بعد از خروج بجز عنايت و شفقت چيزى ديگر نخواهد بود . آن زمان بىتوقف معاودت نموده ، صورت واقعه را معروض محمد خان شيبانى نمود . اما خواجه قطب الدين محمد يحيى را چون مضمن آن شده بود كه سلطان على ميرزا به محمد خان شيبانى متوسل شده داعيهء خروج دارد و خلوت

--> ( 1 ) . س : مطالب بين [ ] را نسخه « س » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 2 ) . س : يابيم .